السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

28

هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الشهداء امام حسين (ع) (فارسى)

اوضاع نابهنجار شناخته و دانسته شود . ما مىتوانيم به‌موضع امام حسين اجمالًا پى ببريم . به شرط آنكه در اين سه موردى كه اكنون به شرح و تبيين آن مىپردازيم ، دقت و انديشه كنيم : 1 - خبرهاى پياپى حاكى از ظلمها و فجايع معاويه در حق مسلمانان به خاطر هوادارى آنان از على عليه السلام و خاندان آن‌حضرت ، پس از صدور اين فرمان ظالمانه و قاطعانهء معاويه ، به مدينه مىرسد : « هر كس فضليتى از على نقل كند ، تأمين جانى و مالى از او برداشته شود » . صدور اين قانون در آغاز سال 51 هجرى بود . امام حسين عليه السلام در برابر اين قانون ، نقشه‌اى دليرانه كشيد و خود به اجراى آن پرداخت . او مردم را به مجلسى كه در آن گروهى از زنان و مردان بنى هاشم و نيز عده‌اى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و بيش از هفتصد تن از شيعيانش و نيز دويست تن از تابعان حضور داشتند ، دعوت كرد . امام در اين مجلس به ايراد سخن پرداخت . خداى را ستود و آنگاه فرمود : « امّا بعد ، اين طاغيه ( معاويه بن ابى سفيان ) بر ما و شيعيانمان آن كرده كه خود مىدانيد و مىبينيد . من خواسته‌اى از شما دارم اگر راست گفتم پس تصديقم كنيد و اگر دروغ گفتم مرا تكذيب كنيد . من به حق خدا بر شما و حق رسول خدا و خويشيم با پيامبرتان از شما مىخواهم كه اين مقام و منصب و سخنانم را پوشيده و پنهان مداريد و به مردمانى كه بدانان اعتماد داريد ، در شهرها و قبيله‌هاى خود ، برسانيد . سخنان مرا بشنويد و گفتارم را بنويسيد آنگاه به شهرها و قبايلتان باز گرديد . پس هر يك از مردم را كه بدانان اعتماد و اطمينان داريد ، بر حقى